یادگاری
asheghane
بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی، نمیدونم من زنده نیستم یا این زندگی نیست؟؟ نمیدونم من وجود ندارم یا اصلا دیده نمیشم؟؟؟؟؟؟ اما فقط میدونم این روزگار نیست چون روزگار من نامرده بود اگه نباشی کسی اصلا حالت را نمیپرسه. نمیگن مرده ای یا زنده واقعا چرا اینجور شده؟؟؟ یکروزی اگه نمی نوشتم تو وبلاگ خودم خوانندگان میگفتن چرا ننوشته؟ اما الان اون وبلاگ کو؟؟؟؟؟؟؟ اون اسم کو؟؟؟؟؟؟؟ اصلا کسی یادش نیست من کی بودم و کی هستم؟؟؟ فقط خواهش میکنم از همه شما اگه میگین دوست دارم رو این دوست داشتن بمونید نه فقط برای دل خوشی طرفتون باشه گاهی این حرفهای کلک ما باعث زیر رو شدن زندگی دیگران میشه بیاید با خودمون رو راست باشیم با دلمون با احساسمون امروز تصمیم گرفتم دلم را خط خطی کنم احساس و غرورم را له کنم با سنگ بزنمش زیر پا له کنم انداختمش تو اشغال ها و به آتش کشیدمش . هزاربار شکستمش تا اگه کسی اینکار را باهاش کرد قهرش نگیره دلش نشکنه براش عجیب نباشه آره خودم کردم تا از غریبه (عزیز)نخوره طفلی دلم ........................... وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود هی کار دست من بدهد چشم های تو هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان حس می کنم که قافیه هایم عوض شود جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود سهراب ِ شعرهای من از دست می رود حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد تن داده ام به این که بسوزم در آتشت حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم ! وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریا می دوخت و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالی دلم برای کسی تنگ است کسی که بی من ماند کسی که با من نیست دلم برای کسی تنگ است که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد رفت ...... و پایان داد کسی .... کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود... دلم تنـــگ است از دنیـا چرایش را نمـی دانـم من این شعـر غـم افـزا را شبی صد بار می خوانم چه می خواهم از این دنیا، از این دنیای افسونکار قســــم بر پاکـی اشکـــــم جوابم را نمی دانم شروع کودکی هایـم سرآغـاز غمــی جانکــاه از آن غـم تا به فرداهـا پر از تشـویش، گریانـم بهــار زندگی را مـن هــــزاران بار بوییــدم کنـون با غصـــه می گویـم خداونـدا پشیمانم به سـوی درگـه هستــی هزاران بار رو کردم الهی تا به کی غمگین در این غم خانه می مانم خدایــا با تو می گویم حدیث کهنـه ی غم را بگو با من که سالی چند در این غم خانه مهمانم دلم تنـــگ است از دنیا چرایش را نمی دانم ولی یک روز این غم را ز خود آهسته می رانم سلام.این شعر را انتخاب کردم به یاد عزیزانی که نیستن خواستن باشن ولی نشد و عده ای که خود نخواستن اینجا باشن دنیای عجیبی ولی اینا یادتون باشه خیلی زود،دیر میشه ديوار سخت فاصله بين منو تو حايل هرجا ميخواي بري برو از تو نميكنم گله هيجي ميون ما دوتا باقي نمونده بي وفاعشق و جنون به زوركه نيست دل بيگناهه به خدا اشكاي شورم يه طرف مرك غرورم يه طرف داغ نخواستنت رواين قلب صبورم يه طرف اشكاي شورم يه طرف مرك غرورم يه طرف داغ نخواستنت رواين قلب صبورم يه طرف خواستي ندي جوابمو حتي نديدي خوابمو كاشكي ولي جدا كني تو از همه حسابمو نيستي و عكست روبه روم ميخندي باز به آرزوم ميبينمت كنارمي تو يك خيال بي دووم باز ديكه بيخيال من بقضاي كهنه مال من با رفتنت جواب دادي به آخرين سوال من اشكاي شورم يه طرف مرك غرورم يه طرف داغ نخواستنت رواين قلب صبورم يه طرف میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟ میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟ میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟ میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟ میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟ میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟ میدونین …؟؟؟ وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون که کار از کار گذشته و تو عاشق شدی .طوری میشه که قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن .همه چی با یک نگاه شروع میشه این نگاه مثل نگاهای دیگه نیست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن … محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می کنی ، نه اصلا میزاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می کنی تا کسی بهش دست نزنه. حتی وقتی با عشقت روی یه سکو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می کنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با کسی داری از دست میدی. می بینی کار دل رو؟ شب می آی که بخوابی مگه فکرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری … از چیزی میترسی … صبح که از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی کاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه که توی فکر و ذهنت قدم می زنه به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟ راه می افتی تو کوچه و خیابون هر جا که میری هرچی که می بینی فقط اونه ، گویا که همه چی از بین رفته و فقط اون مونده طوری بهش عادت می کنی که اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه وقتی با اونی مثل اینکه تو آسمونا سیر می کنی وقتی بهت نگاه می کنه گویا همه دنیا رو بهت میدن گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می کنه ! آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می کنه و بعد ولش می کنه به امون خدا وقتی باهاته همش سرش پائینه تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام کن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده دیگه از آن خودت نیستی بدجوری بهش عادت کردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه که می خواد ببینتت سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی کار کنی … فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی… خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه … هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی … چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره … وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش … ولی اون … سرش رو بلند می کنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم کنی ! دنیا رو سرت خراب میشه همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو بهش می گی من … من … من از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم وبرای همیشه ترکت می کنه دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه یه هویی صدای شکستن چیزی می آد دلت می شکنه و تکه های شکستش روی زمین میریزه دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم … دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!… وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم! انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو … ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه …میگه فقط تو دست تو قشنگه… بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و… بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز نمی کنی آخه اگه بازشون کنی باید دنیای بدون اون رو ببینی تو دنیای بدون اون رو می خوای چی کار ؟ و برای همیشه یه دل شکسته باقی می مونی دل شکسته ای که تنها چاره دردش تویی… پی نوشت: گفتن ” دوستت دارم ” تنها یکی دو ثانیه زمان میخواد …. ولی پیدا کردن کسی که بهش این حرف رو بزنی ؛ یک عمر زمان میخواد … !!!
سلام دوستای گلم امیدوارم حال همگی خوب باشه این متن اهنگ مرتضی پاشایی که من خیلی دوست دارم شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو،
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور،
برق کفش جفشده تو گنجهها،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


